به گزارش سرویس فوتبال نوداد (سکوی اجتماعی خبر) احمدرضا عابدزاده در جشن سالگرد افتتاح سالن زیبایی همسرش شرکت کرد. همسر احمدرضا عابدزاده یک سالن زیبایی در شمال کشور دارد.









یک سال قبل مردی به نام حامد با مأموران پلیس تماس گرفت و از آنها خواست که هرچه سریعتر به آدرسی که میگوید، بروند. این مرد مدعی شد جسدی در آن مکان افتاده است.
زمانی که پلیس در محل حاضر شد تحقیقات دراینباره آغاز شد و جسدی را که مرد جوان ادعا کرده بود پیدا کرد.
حامد به پلیس گفت: این جسد متعلق به دوست باجناقم سعید است. نام مقتول اشکان است و برای دیدن ما به این ساختمان نیمهکاره آمده بود. صبح که بیدار شدم جسد او را دیدم و از باجناقم پرسیدم چه شده، سعید گفت او را به قتل رسانده است.
وقتی سعید مورد پرسش قرار گرفت قتل را قبول کرد و گفت: روز قبل از حادثه من برای انجام کاری به سمت خیابان آزادی رفته بودم که به صورت کاملا اتفاقی اشکان را در خیابان دیدم. ما دوستان قدیمی بودیم و سالهای سال بود که همدیگر را ندیده بودیم.
متهم افزود: شب حادثه اشکان آمد و ساعتها با هم صحبت کردیم و بعد هم خوابیدیم. اشکان شب را پیش ما مانده بود، من خواب بودم که یکدفعه متوجه شدم کسی بالای سرم ایستاده است. خیلی ترسیدم چراغ را که روشن کردم، دیدم اشکان بالای سر من ایستاده و طور خاصی نگاهم میکند. وقتی از او پرسیدم چه شده، به سمت من حمله کرد که من را مورد تعرض قرار دهد.
متهم گفت: همان لحظه چاقو را برداشتم و ضربهای به او زدم. آنقدر ترسیده بودم که نمیتوانستم کاری بکنم. باجناقم را خبر کردم و او هم گفت بهترین کار این است که خودمان پلیس را خبر کنیم. بعد از گفتههای این مرد، وی برای تحقیقات بیشتر بازداشت شد. متهم یک بار دیگر ادعای خود را مطرح کرد و گفت برای اینکه مقتول قصد تعرض داشت چنین اقدامی کرد و او را به قتل رساند. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه ٥ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
موضوعات مرتبط: حوادث
























لطف کن خودت را معرفی کن
اگر وبلاگ داری ادرس وبلاگت را بده
تراکتورسازی 2 گسترش فولاد 1
صنعت نفت 0 پرسپولیس 3
سایپا 4 ذوب آهن 2
استقلال تهران 3 سپیدرود 0
پدیده 1 پارس جنوبی جم 2
استقلال خوزستان 0 فولاد 0
پیکان 2 سیاه جامگان 1
سپاهان 0 نفت تهران 0
-----------------------------------------
نظر نعمتی : 29 امتیاز
پرسپولیس و تراکتور و فولاد 1 بر هیچ می برند بقیه مساوی 1 بر 1 میشه.
----------------------------
نظر علیرضا نعمتی : 37 امتیاز
تراکتور1 گسترش0
نفت0پرسپولیس1
سایپا1 ذوب1
استقلال 1 سپیدرود0
استقلال خ 1 فولاد1
پیکان1 سیاه جامه1
سپاهان 1 نفت 1
پدیده1 پارس1
-----------------------
نظر متین: 37 امتیاز
تراکتورسازی 0 گسترش فولاد 1
صنعت نفت 1 پرسپولیس 0
سایپا 0 ذوب آهن 1
استقلال تهران 6 سپیدرود 0
پدیده 0 پارس جنوبی جم 1
استقلال خوزستان 0 فولاد 0
پیکان 0 سیاه جامگان 0
سپاهان 1 نفت تهران 1
-----------------------------------------
نظر حمید و سحر: 34 امتیاز
تراکتورسازی 1 گسترش فولاد 0
صنعت نفت 0 پرسپولیس 1
سایپا 1 ذوب آهن 0
استقلال تهران 0 سپیدرود 1
پدیده 1 پارس جنوبی جم 0
استقلال خوزستان 1 فولاد 0
پیکان 1 سیاه جامگان 0
سپاهان 1 نفت تهران 0
-----------------------------------------
نظر شیرین : 19 امتیاز
تراکتورسازی 1 گسترش فولاد 1
صنعت نفت 1 پرسپولیس 3
سایپا 1 ذوب آهن 1
استقلال تهران 1 سپیدرود 1
پدیده 1 پارس جنوبی جم 1
استقلال خوزستان 0 فولاد 1
پیکان 0 سیاه جامگان 1
سپاهان 0 نفت تهران 1
-----------------------------------------
مختصری درباره هریک ازین برندها

کارهای مدرن میس اسمارت را میتوانید بر روی سر مدلهای جذاب مشاهده نموده، تا باخیالی آسودهتر از جذابیت شال و روسری انتخابیتان، خریدهایی مطمن داشته باشید.

شال و روسریهای این برند گرچه تعدد بالایی ندارد، اما با این وجود طراحان آن میکوشند تا در همان محصولات محدود تولیدی خود، نهایت ظرافت و دقت را بکار دهند تا شال و روسری متفاوت و خاص را (عموما با رنگهای شاداب و جذاب) به مخاطب عرضه نمایند، با نگاهی به این باکس شما نیز این تفاوت را احساس خواهید نمود و میتوانید با تخفیف استثنایی شال و روسری مال بری را تهیه نمایید.
شال و روسریهای ارمینه از برندهای مطرح ترکیه میباشد، که سالهاست با تبلیغات گسترده در ترکیه و خاورمیانه تبدیل به نامی آشنا برای بانوان شده ست، با توجه به علاقمندی شما عزیزان به این برند، درباکس محصولات میتوانید تنوع بالایی از محصولات آرمینه را مشاهده و تهیه نمایید.

به گزارش "ورزش سه"، یواخیم لو(آلمان،3.85 میلیون یورو )، تیته(برزیل،3.5 میلیون)، دشان(فرانسه،3.5 میلیون)، لوپتگی(اسپانیا،3 میلیون)، چرسچسوف(روسیه،2.6 میلیون) و سانتوس(پرتغال،2.25 میلیون) به ترتیب رتبه های اول تا ششم را اشغال کرده اند. در این جدول کارلوس کی روش با دستمزد سالانه 2 میلیون یورو به عنوان هفتمین مربی گران قیمت در جام جهانی معرفی شده است.
![]()
اما این لیست بر اساس ارقام رسمی قراردادها است و گویای رقم واقعی دریافتی این مربیان نیست چرا که حقوق مربیان مثل بقیه مشاغل، مشمول مالیات های دولتی می شود. به عنوان مثال برای اینکه بفهمیم چقدر گیرِ یوآخیم لو می آید باید 47.5 درصدی که اداره مالیات کشور آلمان مطالبه می کند را کم کنیم. با این حساب سرمربی مانشافت بیش از دو میلیون یورو در سال دریافت نمی کند.
آیا کارلوس کی روش گران ترین مربی ملی دنیا است؟
مسئله ناخالصی این ارقام، این سوال را مطرح کرد که "آیا کارلوس کی روش گران ترین مربی ملی دنیا است؟". سوالی که روزنامه همشهری ورزشی اینگونه به آن پاسخ داده است: "برای گرت ساوت گیت که سرمربی تیم ملی انگلیس است به اندازه کی روش یعنی دو میلیون یورو حقوق تعیین شده است که یک میلیون یوروی آن را به عنوان مالیات به صندوق دولت باز می گرداند و مثل همتای پرتغالی خودش هزینه اقامت و رستوران و اینترنت پرسرعت و دندان پزشکی و ایاب و ذهاب و خدمات خشکشویی و بیمه عمر و ... ندارد. یعنی کی روش را (با در نظر گرفتن مالیاتی که مربیان سایر تیم ها می پردازند و از 30 تا 56 درصد از درآمد خود را به عنوان مالیات از دست می دهند) می توان یک جورهایی گران ترین سرمربی حاضر در جام جهانی قلمداد کرد."
برای اینکه بفهمیم جایگاه واقعی کارلوس کی روش در بین پردرآمدترین ها کجاست، چاره ای نداریم جز اینکه به قوانین مالیاتی هفت کشور رجوع کنیم. به عنوان مثال دولت برزیل از تیته فقط 27.5 درصد مالیات می گیرد، پس این سرمربی تیم ملی برزیل است که بیشترین پول را دریافت می کند نه یوآخیم لو. همچنین ارزش قرارداد 2.6 میلیون یوروی چرسچسوف(روسیه با مالیات 13 درصد) بیش از 3 میلیونی است که لوپتگی(اسپانیا با مالیات 52 درصد) می گیرد. در حال حاضر روسیه جذاب ترین کشور به لحاظ نرخ مالیاتی در بین بازیکنان و مربیان فوتبال است.
مبلغ قرارداد کی روش چقدر است؟
وقتی علی کفاشیان با سرمربی اسبق رئال مادرید و منچستر در فروردین ماه سال 1390 قراردادی به ارزش 1.5 میلیون دلار در سال تا پایان جام جهانی برزیل 2014 بست، ارزش دلار 1000 تومان بود و هزینه آن برای فدراسیون فوتبال 1.5 میلیارد تومان در سال. برای ساده شدن مسئله از این به بعد نه از ریال صحبت می کنیم و نه از دلار چراکه با تمدید این قرارداد در سال 1393 همه چیز به یورو محاسبه شد.
در دوره اول، پرداخت مالیات طبق قوانین کشور بر عهده حقوق بگیر بود ولی فدراسیون فوتبال به عنوان کارفرما به کی روش قول داده بود که آن را پرداخت کند. قولی که فدراسیون کفاشیان در مقطعی از انجامش ناتوان ماند و منجر به ممنوع الخروجی کی روش از ایران به دلیل بدهی مالیاتی شد.
شهریور 93 در قرارداد جدید، بنا شد کی روش به جای 1.5 میلیون دلار خالص، مبلغ 1.4 میلیون یورو خالص بگیرد: "فدراسیون موظف است سالانه ۱.۴۰۰.۰۰۰ یورو تا روز پایان جام جهانی ٢٠١٨ روسیه به سرمربی پرداخت کند". متن کامل این قرارداد را برای نخستین بار روزنامه اعتماد فروردین ماه 1394 منتشر کرد. کمتر از سه ماه بعد از منصوب شدن علیرضا اسدی به سمت مدیرکلی فدراسیون و چهار هفته بعد از اولین دعوای ایشان با کی روش.
در بند 12 بخشی که مربوط به وظایف و تعهدات فدراسیون و شرایط پرداخت دستمزد می شود آمده است: "تمامی هزینهها با در نظر گرفتن مالیات دولت جمهوری اسلامی ایران برای دستمزد و مبالغ تشویقی، بیمه درمانی، گواهی اشتغال به کار و روادید باید توسط فدراسیون پرداخت شود."
این بدان معنی است که 30 درصد از 2 میلیون یوروی ناخالص کی روش به عنوان مالیات و دیگر هزینه ها کسر شده و فدراسیون فوتبال خود مسئولیت پرداخت حدود ششصد هزار یورو به وزارت دارایی را به عهده گرفته است که البته با نرخ رسمی یورو در بانک مرکزی محاسبه می شود. (20 درصد کمتر از نرخ آزاد)
پس تا اینجا می توانیم بگوییم حقوق سالانه خالص کی روش، تنها او را یک رتبه ارتقا و بالاتر از هموطنش سانتوس قرار می دهد: ششمین مربی ملی دنیا به لحاظ حقوق خالص.
هزینه ها و پاداش
در همه قراردادها به غیر از حقوق ماهیانه، بندهایی هستند که مربوط به تقبل برخی هزینه ها و پاداش ها می شوند. در بندهای مربوط به هزینه های مورد تعهد فدراسیون در قبال کی روش، صحبت از یک سری امکانات شده است که در قیاس با رقم کل قرارداد قابل بحث نیست و بیشتر جنبه شرح وظایف دارد. مثل در اختیار گذاشتن اینترنت پرسرعت یا خدمات خشکشویی. جمع مبالغ اجاره ماهانه 1500 دلار یا پنج بلیت رفت و برگشت درجه بیزینس در سال و غیره نیز کمتر از 4 درصد قرارداد است.
در ارتباط با پاداش ها، عمده آنها منوط به صعود تیم ملی به جام جهانی بوده است. کارلوس کی روش برای هر برد تیم ملی دوبرابر بازیکنان پاداش دریافت می کند که قید شده این رقم کمتر از 2000 دلار نباشد. در مورد رقم پاداش صعود در قرارداد وی اینگونه توضیح داده شده است: "اگر فدراسیون فوتبال به جام جهانی ٢٠١٨ روسیه راه پیدا کند، ١٠ درصد از مبلغی که فدراسیون از فیفا بابت ورود به جام جهانی دریافت می کند". طبق اعلام کمیته اقتصادی فیفا، تیم ملی فوتبال ایران به دلیل صعود به جام جهانی ۱۰ میلیون دلار پاداش دریافت خواهد کرد. سهم کی روش چیزی حدود 830 هزار یورو می شود که در مجموع دوره چهارساله تقریبا معادل ده درصد حقوق ناخالص این سرمربی پرتغالی است.
آیا رقم قرارداد کی روش بیش از ارزش او در بازار است؟
کمتر از یک ماه پیش فدراسیون بینالمللی آمار و تاریخ فوتبال (IFFHS) اسامی برترین مربیان جهان در رده ملی را در سال 2017 اعلام کرد و یواخیم لو با کسب 299 امتیاز عنوان بهترین مربی سال را به خود اختصاص داد. بعد از او به ترتیب تیته(برزیل)، لوپتگی(اسپانیا)، سانتوس(پرتغال)، دشان(فرانسه)، مارتینز(بلژیک) مقام های دوم تا ششم و کارلوس کی روش با 26 امتیاز مقام هفتم را از سوی این فدراسیون کسب کرده است.
اگر این رتبه بندی با معیارهای صلاحیتی را با رده بندی گران ترین مربیان جام جهانی مقایسه کنیم، به جز چرسچسوف سرمربی تیم ملی روسیه که جایش را به روبرتو مارتینز مربی بلژیک داده است، مابقی اسامی در هر دو لیست مشترک هستند. لذا می توان تصدیق کرد که رقم قرارداد کی روش با ارزش های فنی و عرف فعلی بازار همخوانی دارد.
آیا فوتبال ایران بضاعت پرداخت چنین دستمزدی را دارد؟
هدف این نوشتار فقط کند و کاو در مبحث مالی است و برای آنالیز تاثیرات فنی ناشی از حضور هفت ساله کارلوس کی روش در ایران نیاز به یک مقاله مفصل و جداگانه است. در اینجا به همین بسنده می کنیم که غالب کارشناسان به دلایل فنی، این حضور را مثبت ارزیابی کرده اند. ایراد کار اما جایی است که فدراسیون فوتبال برای پرداخت حقوق این مربی، دست در جیب دولت می کند. در صورتی که در اقتصاد سالم فوتبال، این صنعت فوتبال است که با پرداخت مالیات می باید کمک حال مخارج دولت باشد.
به عنوان مثال وقتی صحبت از آمدن نیمار به پاری سن ژرمن شد، وزیر دارایی فرانسه با استقبال از این رویداد گفت: "بهتر است که این بازیکن مالیاتش را به دولت فرانسه بپردازد تا کشوری دیگر". درآمد مالیاتی ناشی از حضور نیمار به مدت پنج سال در فرانسه حدود 300 میلیون یورو برآورد شده است.
فوتبال ایران نیز این پتانسیل را دارد تا با مدیریت اقتصادی و بازاریابی صحیح، هزینه مربیانی در این سطح را تقبل کند. یک بخش از هزینه ها با پاداشی که فدراسیون فوتبال از صعود به جام جهانی می گیرد تامین می شود ولی از آن مهمتر درآمدهای اسپانسرینگ است که تا اینجا تنها محدود به یک سامانه هواداری است. درآمدهای حاصل از فروش لباس تیم ملی یا فروش تصاویر اعضای تیم ملی و سرمربی جهت تبلیغات به اسپانسرها چقدر است؟
رسم است که ستاره های تیم های ملی جهان در کنار سرمربی در کمپین های تبلیغاتی برای فلان برند خودرو یا فلان آژانس هوایی شرکت کنند و پول حاصل از آن به حساب صندوق فدراسیون واریز شود. در قرارداد کی روش هم این مسئله در نظر گرفته شده و انحصار فروش تصویر این سرمربی در مالکیت فدراسیون است: "سرمربی بیقید و شرط تعهد میکند که در جایگاه سرمربی تیم ملی در هیچ رویدادی شرکت نکند و به هیچ عنوان حرکتی نکند که بتوان آن را به هر شکل به تبلیغ برای شخص خود یا نفع تبلیغاتی و سودآور هر شخص، شرکت یا نهاد دیگری تفسیر کرد. مگر با موافقت کتبی رییس فدراسیون".
درست یک هفته بعد از دعوت 400 میلیونی لوئیس فیگو در برنامه نود، عادل فردوسی پور خشنود از حضور کی روش در استودیو یادآوری کرد که آخرین حضور این مربی در برنامه به بیش از یک سال قبل برمی گردد. کی روش پاسخی داد شوخی-جدی که فهمش برای بینندگان ساده نبود: "خیلی دلم می خواهد آدرس آن اسپانسری که هزینه فیگو را داد را به من بدهید!"
در ذهن برخی این سوال آزاردهنده شکل گرفت که آیا کار به جایی رسیده که کارلوس کی روش به دنبال منبع درآمدی از برنامه های تلویزیونی است؟ تا اینکه چند روز بعد کمپین تبلیغاتی و شخصی وی با یک بانک خصوصی راه اندازی شد. حال حق داریم بپرسیم سهم فدراسیون فوتبال از فروش این تصویر چقدر است؟ یا با یک "موافقت کتبی" درآمد حاصل از آن را به ایشان هبه کرده اند؟
فدراسیونی که دستش در جیب دولت است نیازی هم نمی بیند وقتش را صرف اینگونه "جزئیات" کند. در نتیجه با این مدیریت، نه تنها فوتبال کمک حال دولت نیست بلکه رزق و روزی اش را از مالیات دهندگان تامین می کند.
اگر حقوق هفتمین مربی ملی گران دنیا را تقسیم به تعداد روزهای حضورش در ایران کنیم، با علم به اینکه در قرارداد فقط 6 هفته برای تعطیلات وی در نظر گرفته شده است، به طور قطع و با فاصله گرانترین حقوق دنیا را پرداخت کرده ایم. فوتبال ما بضاعت این سوء مدیریت را ندارد.
شاهین اشکان
موضوعات مرتبط: ورزشی
من برای وبلاگت داشتم قالب می گذاشتم
بزار بیام وبلاگت را طراحی کنم و عکس بزارم
نام کاربریت و کلمه رمز را بده
می بوووسمت

نتایج بازی های هفته 22 ( شروع پنج شنبه 12 بهمن 96 )
گسترش فولاد 0 سیاه جامگان 0
نفت تهران 1 پیکان 1
سپیدرود 1 استقلال خوزستان 1
پدیده 0 تراکتورسازی 3
پرسپولیس 2 سپاهان 0
پارس جنوبی جم 0 سایپا 0
فولاد 1 صنعت نفت 1
ذوب اهن 2 استقلال تهران 1
-------------------------------------------------
نظر متین : 37 امتیاز
گسترش فولاد 1 سیاه جامگان 0
نفت تهران 1 پیکان 1
سپیدرود 0 استقلال خوزستان 1
پدیده 1 تراکتورسازی 1
پرسپولیس 1 سپاهان 1
پارس جنوبی جم 1 سایپا 1
فولاد 1 صنعت نفت 1
ذوب اهن 1 استقلال تهران 1
-------------------------------------------------
نظر حمید و سحر : 24 امتیاز
گسترش فولاد 0 سیاه جامگان 1
نفت تهران 1 پیکان 0
سپیدرود 1 استقلال خوزستان 0
پدیده 1 تراکتورسازی 0
پرسپولیس 1 سپاهان 0
پارس جنوبی جم 1 سایپا 0
فولاد 1 صنعت نفت 0
ذوب اهن 1 استقلال تهران 0
----------------------------
نظر شیرین : 24 امتیاز
گسترش فولاد 1 سیاه جامگان 1
نفت تهران 0 پیکان 1
سپیدرود 1 استقلال خوزستان 1
پدیده 0 تراکتورسازی 1
پرسپولیس 3 سپاهان 1
پارس جنوبی جم 0 سایپا 1
فولاد 0 صنعت نفت 1
ذوب اهن 0 استقلال تهران 1
-----------------------------
نظر نعمتی : 48 امتیاز
پدیده.پرسپولیس و فولاد 2بر 0 حریفانشان را می برند بقیه 1بر 1 مساوی میشه.
---------------------------
نظر علیرضا نعمتی : 37 امتیاز
گسترش2 سیاه جامگان1
نفت 1 پیکان 1
سپیدرود1 استقلا خوزستان0
پدیده2 تراکتور 1
پرسپولیس 2 سپاهان 0
پارس1 سایپا1
فولاد2 نفت0
استقلا1 ذوب 1
-----------------------
موضوعات مرتبط: ورزشی
عصرایران؛ احسان محمدی- کارشناسان فوتبال که به تلویزیون می آیند «کنتراتی» هستند و با رفیق بازی می آیند. مجری های برنامه های فوتبالی دلال هستند و از بعضی ها پول می گیرند که بیاید و کارشناسی کنند... این حرف ها را بارها شنیده ایم اما تا چه اندازه حقیقت دارد؟
سال ها پیش روال بر این بود که به محض شروع یک مسابقه فوتبال، گزارشگر آن را گزارش می کرد و در پایان آن با «بینندگان عزیز» خداحافظی می کرد و پرونده یک بازی بسته می شد، اما چند سالی است که پای «کارشناسان فوتبال» به تلویزیون باز شده و در پیش و هنگام و پایان هر بازی نظرات کارشناسی خود را بیان می دارند. اما تا چه اندازه آنها «کارشناس» هستند؟ یعنی کسی که «کار» را می شناسد؟ تفاوت آنها با یک بیننده عادی تلویزیون تا چه اندازه است؟
بازی بارسلونا در نیمه اول به پایان رسیده، بارسا روی سانتر ژوردی آلبا از جناح چپ و ضربه سر لیونل مسی به گل رسیده و دو تیم به رختکن رفته اند، رضا جاودانی مجری برنامه از آقای (...) که به عنوان «کارشناس» برای این بازی دعوت شده است می خواهد تا نظر کارشناسی اش را ابراز کند، آقای کارشناس می گوید:«بارسلونا با اندوخته یک گل به رختکن رفت، آلبا نفوذ خوبی داشت و توپ را روی دروازه سانتر کرد که لیونل مسی موفق شد با یک ضربه سر خوب گل برتری را برساند!» همین و بس!
هر کس که از اندک بینایی و خردک شعوری برخوردار بود می توانست همین حرف ها را بزند، در واقع کارشناس محترم به جای کارشناسی به تکرار حرف های گزارشگر بازی می پردازد. این امر به یک رویه در تلویزیون تبدیل شده است، کسی هم گله ای ندارد، کارشناس راضی از اینکه فرصتی برای دیده شدن پیدا کرده است، مجری راضی از این که به برنامه اش "بار فنی"!! بخشیده است، می ماند همان بینندگان عزیز! که رضایت و نارضایتی شان خیلی وقت است برای اهالی تلویزیون اهمیتی ندارد.
پیمان یوسفی در برنامه فوتبال برتر از آقای کارشناس می خواهد نظرش را در مورد بازی استقلال بگوید، آقای کارشناس خیلی جدی می گوید:« استقلال مشکلاتی دارد، من دلیل نشستن (...) روی نیمکت را نمی دانم، شاید مصدوم باشد، شاید هم کادر فنی تشخیص داده است که بازی نکند، اما آنها نیاز به زمان دارند و در ادامه اگر تلاش کنند موفق می شوند»!

کلاهتان را قاضی کنید این حرف ها را هر طفل نی سواری نمی تواند بگوید؟ چه نیازی به آقای «کارشناس» است؟! بسیاری از کارشناسان حتی به خود زحمت نمی دهند قبل از کارشناسی یک بازی، یک جلسه سر تمرینات حاضر شوند یا دو بازی قبلی تیم را ببینید، عده ای هم اطلاعات فوتبال خارجی شان از بچه های دبیرستانی پائین تر است اما با اعتماد به نفسی در حد جام جهانی! به عنوان «کارشناس» فوتبال به تلویزیون می آیند، چند سال پیش یکی از همین حضرات هنگام تحلیل بازی تیم ملی امارات عمر عبدالرحمان ستاره این تیم که از کفر ابلیس مشهورتر است را نمی شناخت و می گفت: هافبک موفرفری امارات!
برخی در توجیه این گونه سخن گفتن کارشناسان فوتبال توجیه می کنند که آنها برای مخاطب «عام» حرف می زنند و لزومی ندارد تخصصی حرف بزنند، اما پرسش اینجاست که چند درصد از بینندگان یک مسابقه فوتبال به ویژه در ساعات پایانی شب، عام هستند؟ آیا مخاطبین «خاص» فوتبال حق ندارند حرف های تازه تری بشنوند؟ تکرار حرف های گزارشگر و جملات کلیشه ای و نخ نما کاری است که از هر کسی بر می آید، مجری برنامه اگر دستش را از پنجره استودیو به بیرون دراز کند و یقه اولین نفری که از آن حوالی می گذرد را بگیرد و روی صندلی بنشاند نیز همین حرف ها را خواهد زد و چه بسا با ادبیات بهتر و به روز تر! دیگر چه لزومی به حضور آقای کارشناس و بازیکن اسبق تیم ملی و مدیرعامل خیلی محترم فلان باشگاه ته جدولی است؟
در پاره ای موارد فوتبالیست های قدیمی به عنوان کارشناس دعوت می شوند، آنها ممکن است در زمان بازیگری فوتبالیست های درخشان یا نیمه درخشانی بوده باشند اما آیا لزوماً کارشناس های برجسته ای هستند که حرفی برای زدن داشته باشند؟
شگفت آور است که چطور آنها حتی نمی توانند هنگام کارشناسی یک بازی، نمونه ای از تجربه های شخصی، توصیه های ویژه مربیان در رختکن یا حتی خاطره مرتبط به بازی را بگویند. تهیه کنندگان و کارگردان ها خیلی اوقات از این چهره ها به عنوان زینت المجالس استفاده می کنند اما گناه بیننده چیست؟
بیشتر اهالی فوتبال اهل نوشتن و تحلیل کردن نیستند. گواه آنکه علیرغم حضور بیش از 5000 فوتبالیست و مربی و داور و ... در سی و چند سال سال اخیر فوتبال ایران، هیچ کتاب یا حتی دفترخاطراتی از آنها منتشر نشده است. کمتر فوتبالیستی در روزنامه ها یا مجلات ورزشی ستون می نویسد و تحلیل می کند، مگر آنکه خبرنگاری گفتگوی آنها را مکتوب کند و با اسم و عکس شان منتشر کند یعنی یادداشت اختصاصی آقای فوتبالیست است. حتی مربیانی که به برنامه های تلویزیونی دعوت می شوند یا برای مجلات چیزکی می نویسند آنقدر ابتدایی، رقیق و کم محتوا اطلاعات می دهند که بیننده را قانع نمی کند تا به انتها ببیند یا بخواند. این خلا به دیگران اجازه می دهد جسورتر حرف شان را بزنند و نقد کنند و البته فحشش اش را بخورند!
چیزی تا آغاز جام جهانی 2018 روسیه نمانده است. دوباره در تاکسی و مترو و دبستان و دبیرستان همه در مورد جام جهانی و تیم کارلوس کی روش حرف خواهند زد. در مورد تعویض های مربیان، اشتباهات داوری، گل های باشکوه، جنگندگی بازیکنان و .... از همین حالا خودتان را برای نظرات شاذ و شگفت انگیز آماده کنید وقتی کسی به محض پیدا کردن یک جفت «گوش ملی» به تجزیه و تحلیل بازی ها خواهد پرداخت و نظراتش را مثل اولی کان در شبکه ZDF یا گری لینه کر و ... با قوت و قدرت بیان خواهد کرد!
موضوعات مرتبط: ورزشی
خوشحال از مماشات رسانهها و مسوولان با این روند و خوشحال از بیمسوولیتی.
در ماجرای بر هم زدن قرارداد مهدی طارمی با ریزه اسپور و جعل در امضای قرارداد با پرسپولیس، سوالات بسیاری همچنان بیجواب ماندهاند. از چرایی کمکهای مالی حسین هدایتی که خارج از قراردادش برای تبلیغات استیلآذین روی پیراهن پرسپولیس انجام شده تا اینکه پرداختی هدایتی برای حل اختلاف با ریزهاسپور بوده یا یک دستخوش مشکوک به طارمی؟ همه سوالات بیجوابی هستند که برایش پاسخ شفافی وجود ندارد اما یک نکته را کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال باید برایش پاسخی پیدا کند، اینکه جعل تاریخ قرارداد مهدی طارمی برای باشگاه و بازیکن چه عواقبی باید داشته باشد؟ مهدی طارمی از جعل در قرارداد خود پرده برداشته، جعلی که پیش از فاشگویی طارمی نیز برای همه روشن بود.
فدراسیون که همیشه مقابل بیتعهد بودن باشگاهها در قراردادها مماشات میکند و اگر فشار ایافسی نبود، خیل طلبکاران در فوتبال ایران امیدی برای دریافت مطالبات خود نداشتند، در موارد دیگر نیز نباید واکنش همیشگی را از خود نشان دهد. در فوتبال ایران قبح تخلفاتی شبیه این ریخته شده. شرم از جعل هم انگار دیگر نزد هیچکس باقی نمانده. به آییننامه انضباطی فدراسیون فوتبال رجوع کنیم.
بند 4 و 5 از ماده 74، مدارک جعلی:
4- با اثبات جعلی بودن مدارک، در صورتی که جعل با اطلاع مسوولان باشگاه یا توسط آنان صورت گرفته باشد، بازیکن مورد نظر مطابق بند 3 تنبیه میگردد و مقام رسمی پشتیبانی کننده موضوع در باشگاه نیز، حداقل شش ماه و حداکثر یک سال محروم میشود و اگر شرکت بازیکن در مسابقات به اعتبار جعل مدرک صورت گرفته باشد کمیته انضباطی میتواند نتیجه مسابقه را با رعایت ماده 22 به نفع حریف تغییر داده و بازیکن متخلف را نیز تا یکصد و پنجاه میلیون ریال جریمه نقدی نماید.
5- جعل و تحریف مدارک در صورتی است که بازیکن با استفاده از آثار جعل در مسابقه رسمی شرکت کرده باشد اما با کشف آثار جعل در مدارک تسلیمی حتی در صورتی که هنوز مورد استفاده نیز قرار نگرفته باشد میتواند باعث محرومیت فرد ذینفع تا دو ماه و مقام رسمی پشتیبانی کننده از جعل، تا چهار ماه باشد.
بعد از فاشگویی طارمی بسیاری از علاقهمندان به فوتبال شاید منتظر واکنش فدراسیون فوتبال بنشینند تا بدانند در فوتبال ایران واکنش به جعل در قرارداد چیست، یا بدانند در فوتبال ایران بی صداقتی چه پاسخی دارد. فوتبال ایران برای اصلاح به شدت واکنشهای جدی و سختگیرانه میخواهد. بازگشت به قوانین و آییننامه راه نجات است، همچون سختگیریهای ایافسی در موضوع باشگاههای بدهکار که میتواند زمینه اصلاح اقتصاد فوتبال در ایران را فراهم کند.
موضوعات مرتبط: ورزشی

رکنا: زمانی متوجه شدم که معیارهای درستی برای انتخاب همسر نداشتم که دیگر خیلی دیر شده است و من تنها بازنده یک بازی حیله گرانه بودم و در حالی زندگی ام را باخته ام که در دایره مکر و فریب گرفتار شده بودم و اکنون نیز بی کس و تنها برای رهایی از این وضعیت هیچ راه چاره ای جز طلاق ندارم. . .
زن 30ساله به نام زهرا در حالی که عنوان می کرد حتی لحظه ای تصور نمی کردم روزی مهر زشت طلاق در برگی از شناسنامه ام خودنمایی کند به تشریح ماجرای ازدواج خود با شهباز پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: وقتی در مقطع کاردانی از دانشگاه فارغ التحصیل شدم تصمیم به ازدواج گرفتم. از همان اوایل دوران جوانی معیارهایی را برای زندگی مشترک در نظر داشتم که مهم ترین آن وضعیت خوب مالی همسرم بود چرا که همواره بر این اعتقاد بودم وقتی انسان در رفاه اقتصادی باشد بسیاری از مشکلات خانوادگی به راحتی حل می شود. تصورم بر این بود که پول عشق و علاقه هم می آورد در همین افکار سیر می کردم که یکی از دوستانم دایی اش را برای ازدواج با من پیشنهاد کرد آن ها اهل غرب کشور بودند و از چند سال قبل در مشهد زندگی می کردند. این گونه بود که با شهباز آشنا شدم و خانواده او به طور رسمی و سنتی از من خواستگاری کردند. آن شب شهباز سرش را پایین انداخته بود و اصلا سخن نمی گفت و تنها پدر و مادرش به سوالات ما جواب می دادند. ابتدا کمی به رفتار شهباز مشکوک شدم اما وقتی پدر او عنوان کرد که شهباز مغازه بزرگ عکاسی در اطراف حرم مطهر دارد و از وضعیت مالی خوبی برخوردار است من دیگر همه چیز را نادیده گرفتم و رفتارهای مشکوک او را نیز به حساب نجابت و حجب و حیا گذاشتم. خانواده شهباز عنوان کردند پسرشان دیپلم دارد و آن ها نیز از او حمایت خواهند کرد. این گونه بود که مراسم عقدکنان برگزار شد اما از همان روزهای اول دوران نامزدی احساس می کردم شهباز خلق و خوی عجیبی دارد و سعی می کند با کسی ارتباط نداشته باشد هر بار که با او تماس می گرفتم تا ساعاتی را کنار هم باشیم او مشکلات کاری اش را بهانه می کرد و به هر بهانه ای درخواست هایم را نمی پذیرفت. ابتدا فکر می کردم اختلاف های فرهنگی و اقتصادی موجب بروز این مشکلات می شود اما طولی نکشید که فهمیدم همسرم به بیماری افسردگی شدید مبتلا است به طوری که تاکنون 3 بار دست به خودکشی زده و هر بار به طور معجزه آسایی و با کمک دیگران از مرگ نجات یافته است. وقتی بیشتر درباره همسرم تحقیق کردم تازه متوجه شدم او حتی مدرک تحصیلی سیکل هم ندارد و در حالی که شاگرد مغازه عکاسی بوده از کار نیز اخراج شده است. با این وجود زندگی مشترکمان را پس از 4 سال در یکی از اتاق های منزل پدر شوهرم آغاز کردیم اما باز هم آن ها بنای ناسازگاری گذاشتند و مرا از منزلشان بیرون کردند. این درحالی است که همسرم بی غیرت است هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد و احساس مسئولیت نمی کند. حالا مانده ام که . .
-------------------------
اصلا در باره بی غیرتی حرفی نزد
موضوعات مرتبط: حوادث
حوادث رکنا: حکم شلاق و تبعید پسر دانشجو که دختر شهرستانی را در خانه مجردی آزار داده بود دیروز در دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد.
چهاردهم شهریور ماه امسال دختر 18ساله ای به نام رومینا به پلیس Police آگاهی رفت و از پسر دانشجو که وی را فریب داده و به دام شیطانی اش انداخته بود شکایت کرد
وی گفت: خانواده ام ساکن شهرستان هستند. وقتی در دانشگاه قبول شدم خانواده ام قبول کردند تا برای درس خواندن به تهران بیایم. خانواده ام یک خانه مجردی برایم اجاره کردند تا بتوانم به راحتی تحصیل کنم. اواخر اسفند ماه بود که در اینستاگرام Instagram با یک پسر جوان به نام امین آشنا شدم.او که دانشجوی رشته معماری است با حرف هایش مرا فریب داد.او می گفت به من علاقمند شده و قصد دارد همراه خانواده اش به خواستگاری ام بیاید. من در این مدت چندین بار به دیدن امین رفتم. تا اینکه آخرین بار از من خواست تا او را به خانه ام دعوت کنم. من هم پذیرفتم اما وقتی پسرجوان به خانه ام آمد بدون توجه به التماس هایم مرا آزار داد. او تهدیدم کرد در این باره به کسی حرفی نزدنم. بعد از این ماجرا هر چه با امین تماس گرفتم پاسخ تلفنم را نداد. به دنبال شکایت دختر جوان پلیس به ردیابی پسردانشجو پرداخت و وی بازداشت شد.
وقتی پزشکی قانونی آزار دختر جوان را از سوی پسر دانشجو تایید کرد پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
امین پای میز محاکمه ایستاد ولی خودش را بی گناه خواند و ادعای تازه ای مطرح کرد. این پسر گفت: قبول دارم در اینستاگرام با رومینا آشنا شدم ولی او خودش عکس های خصوصی اش را برایم فرستاد . رومینا می گفت چند سال قبل پدر و مادرش را در یک سانحه رانندگی از دست داده و به تنهایی زندگی می کند. من که دلم برایش سوخته بود در این مدت هر روز با او تماس می گرفتم و گاهی اوقات او را به پارک یا سینما Cinema دعوت می کردم. او آخرین بار خودش مرا به خانه اش دعوت کرد ولی من او را آزار نداده ام.
در این میان دختر جوان امین را دروغگو خواند و گفت: بعد از اینکه به دام شیطانی این پسر افتادم او بارها مرا تهدید به آبروریزی کرد.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و پسر دانشجو را به100ضربه شلاق Whip و یکسال تبعید محکوم کرد. دیروز این حکم در شعبه 42دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد.
موضوعات مرتبط: حوادث
رکنا: پس از ٩ ماه کار سخت و پیچیده قضایی-پلیسی برای دستگیری زن هجدهساله، در نهایت، این متهم در مشهد گرفتار قانون شد و رسیدگی به پرونده پیچیده این متهم که به «زن هزارچهره» معروف شده است، از سوی قاضی محمد مقنیباشی، دادیار شعبه ٧٧٢ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ٧ مشهد آغاز گردید.
ماجرای این پرونده از آنجا شروع شد که دختری به نام نیلوفر پس از عضویت در یک باند شیطانی و مستهجن، با فریب دهها مسافر ایرانی و خارجی، به آنها نزدیک میشد و پس از عقد موقت، با چند نفر از طعمههایش که همدستش بودند، این افراد را تلکه میکرد. مسئولیت رسیدگی به این پرونده از همان ابتدا بر عهده قاضی Judge محمد مقنیباشی، دادیار شعبه ٧٧٢ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ٧ مشهد، قرار گرفت. در یکی از جلسات بازجویی، فرصتی پیش آمد که گفتوگویی با این متهم انجام شود، مصاحبهای که ماحصل آن را در ادامه خواهید خواند.
خانوادهات میدانند اینجایی؟
من خانوادهای ندارم.
چطور؟
٩ سال است که آنها تنها دخترشان را از یاد بردهاند.
چرا؟ مگر با آنان چه کردهای؟
من هرچه میکشم از سر خودخواهی و بیاعتنایی آنهاست. الان مادرم پیش شوهرش است و پدرم هم یا خماری میکشد یا در یکی از کوچههای شهر پی مواد برای مصرف روزانهاش میگردد.
مادر و پدرت کی جدا شدند؟
سال ٨٧ .
علتش چه بود؟
پدرم اعتیاد داشت. وقتی مواد به او نمیرسید، مانند دیوانهها میشد و هرچه به دستش میرسید میشکست. نهساله بودم و همیشه میترسیدم نکند پدرم بلایی سر من و مادرم بیاورد. دعواهای آنان تمامی نداشت. هرروزِ زندگیمان شده بود جروبحثکردنهای مادر و پدرم. پدرم بیکار بود. مادرم هم به من توجه نمیکرد تا اینکه آنها از همدیگر جدا شدند.
بعد چه شد؟
پدر و مادرم پس از طلاق، مرا بین همدیگر پاسکاری میکردند. مادرم میگفت: «خودت پای این بچه را به این دنیا باز کردهای. پس خودت هم باید از او نگهداری کنی.» پدرم هم در پاسخ مادرم میگفت: «تا دیروز که خرجیتان را میدادم، دخترت بود. حالا من پای او را به دنیا باز کردهام؟!» این دعواها تمامی نداشت تا اینکه به مادربزرگ و خالهام پناه بردم.
در خانه مادربزرگت چه شد؟
مادربزرگم با من مهربان بود اما به این علت که سن زیادی داشت، نمیتوانست مرا تر و خشک کند. برای همین، بیشتر وقتها را در خانه خالهام میگذراندم. آن سالها بهسختی میگذشت و نبودن پدر و مادر از یک سو و تحمل زخمزبانهای اطرافیان از سوی دیگر، زندگی را به کامم تلخ کرده بود. اینکه همسنوسالانم، همگی، سایه پدر و مادر روی سرشان بود و من از این سایه بینصیب بودم سخت آزارم میداد. سیزدهساله بودم که رابطه من و پسرخالهام بالا گرفت و این رابطه شوم موجب بیآبروییام شد. دیگر راهی جز ترک آن خانه برایم نبود. از طرفی، نمیخواستم که خالهام از این ماجرا بویی ببرد چون میدانستم آخر سر، همه تقصیرات به گردن من میافتد و آدمبده داستان خواهم شد. سال ٩٢ بود که از خانه خالهام فرار کردم.
اعتیادت از کی شروع شد؟
از همان زمانی که خانه خالهام بودم. من در حاشیه شهر به دنیا آمده بودم و در همان خیابانها و کوچههای خاکی زندگی میکردم. در مسیر مدرسهام چند موادفروش بودند که هر موقع از جلو خانهشان رد میشدم، چند مصرفکننده مواد مخدر یا در حال تزریق بودند یا مواد میکشیدند. این شرایط روی پسرخالهام اثر گذاشته بود و او نیز مثل دیگر جوانان محله به شیشه معتاد Addicted شده بود. متأسفانه رابطه من و پسرخالهام موجب آلوده شدن من هم شد.
چگونه با مردان وارد رابطه میشدی؟
بعد از فرار Escape از خانه خالهام، آواره کوچه و خیابان شدم. نه جایی برای استراحت داشتم و نه پولی برای تغذیه. از طرفی، مصرف شیشه بسیار آزارم میداد. برای همین، تصمیم گرفتم هر طور شده جایی برای استراحت پیدا کنم. رابطه من و پسرخالهام کارم را یکسره کرده بود و دیگر ترسی از رابطه با مردان نداشتم. برای همین، به سراغ مردان جوانی رفتم که هم جایی برای سکونت داشتند و هم شرایط استعمال مواد مخدر را برایم فراهم میساختند.
از کی وارد باند بابا شدی؟
در این میان، با فردی به نام مسلم آشنا شدم. او مسافرکش بود و در فرودگاه رفتوآمد داشت. وقتی مسلم متوجه شد که من فراری هستم و برای تأمین هزینههایم دست به هر کاری میزنم، گفت اگر گوش به حرفش بدهم، میتوانم پول خوبی به جیب بزنم. متأسفانه بدون اینکه به آیندهام فکر کنم، پیشنهاد بی شرمانه مسلم برای ارتباط با مردان هوسران را قبول کردم و از چاله در آمدم و درون چاه افتادم.
چگونه وارد باند بابا شدی؟
درست یادم نیست. مسلم مرا به آن مرد شیطانصفت معرفی کرد. بابا مردی پنجاهساله است که با پسر بیستوهفتسالهاش زندگی میکند.
چرا به او بابا میگویی؟
فقط من به او بابا نمیگفتم بلکه هر هفت دختر دیگری که شرایط من را داشتند و از خانه فرار کرده بودند و در خانهاش زندگی میکردند او را با این نام صدا میزدند.
آنجا چطور جایی بود؟
خانهای دوطبقه در یکی از مناطق برخوردار شهر بود. من و چند دختر دیگر که شرایطشان مثل شرایط من بود در آنجا زندگی میکردیم.
برای بابا چهکار میکردید؟
بابا در تلگرام Telegram کانالی به همین نام داشت. افراد مبتذل در این کانال عضو میشدند و به بابا پیام میدادند. بعد او طبق وعدهای که داده بود، من یا دیگر دوستانم را به فرد موردنظر معرفی میکرد و پس از پایان کار ٩٠ درصد از پول دریافتی را به بابا میدادیم و ١٠ درصد از آن را هم برای خودمان بر میداشتیم. او میگفت اگر میخواهیم جایی برای زندگی کردن داشته باشیم، باید بهای آن را بپردازیم.
چه بهایی؟
علاوهبر انجام کارهای خانه و پرداخت ٩٠درصد از پول دریافتیمان، او و پسرش از ما سوء استفاده می کردند.
چرا طلاهای مادر نیما را سرقت Stealing کردی؟
قبلا هم گفتهام. من طلاها را بر نداشتم. وقتی دستگیرم کردند، جای طلاها را نشان دادم.
نقرههای برادر حسن را چرا سرقت کردی؟
آن نقرهها را حسن برداشت.
چرا؟
چون مادر و برادرش ما را از خانه بیرون کردند. برای همین، حسن با این کار میخواست از برادرش انتقام بگیرد.
با چند نفر رابطه داشتهای؟
نمیدانم اما همه آنها قانونی بوده است.
چطور؟
آنها مرا موقت عقد میکردند.
پس از اتمام مدت عقد، عده نگه میداشتی؟
نمیدانم عده چیست.
میدانی مرتکب چه جرمی شدهای و چه جزایی در انتظارت است؟
بله، حبس و شلاق.
میدانی یکی دیگر از احکامی که قانونگذار برای اتهامت در نظر گرفته است اعدام execution است؟
مگر من آدم کشتهام؟ شما دروغ میگویید. خدا پدر و مادرم را نیامرزد. مقصران اصلی آنها هستند. قاضی باید حکم اعدام را برای آنان صادر کند.
حرف دیگری مانده است که بخواهی بگویی؟
میخواهم توبه کنم. میخواهم زندگیام را از نو بسازم. خودم میدانم که مرتکب گناه بزرگی شدهام. من تقصیری نداشتم. شاید اگر من هم سایه پدر و مادر روی سرم بود، الان دانشجو بودم و زندگی خوبی داشتم
----------------------
قابل توجه اینکه فقط 18 سال دارد هفت شهر عشق را گشته
تا بحال فک می کرده اعدام برای قاتل هاست
تا بحال عده نشنیده
حالا که می خواهند مجازاتش کنند می خواهد که توبه کند
عزیزم دلم از همون اول پیش پسر خالت می موندی که بهتر بود
موضوعات مرتبط: حوادث
استقلال خوزستان 0 ذوب آهن 2
سایپا 1 پدیده 0
گسترش فولاد 1 نفت تهران 1
استقلال تهران 4 پارس جنوبی جم 0
صنعت نفت 3 سپیدرود 0
سیاه جامگان 0 تراکتورسازی 0
سپاهان 0 فولاد 1
پیکان 1 پرسپولیس 3
-------------------------------------
نظر نعمتی : 29 امتیاز
همه را بزن مساوی 1بر1 تمام
----------------------------------------
نظر متین : 30 امتیاز
استقلال خوزستان 1 ذوب آهن 2
سایپا 1 پدیده 1
گسترش فولاد 2 نفت تهران 0
استقلال تهران 2 پارس جنوبی جم 0
صنعت نفت 1 سپیدرود 0
سیاه جامگان 1 تراکتورسازی 0
سپاهان 1 فولاد 2
پیکان 1 پرسپولیس 1
-------------------------------
نظر حمید و سحر : 27 امتیاز
استقلال خوزستان 2 ذوب آهن 1
سایپا 1 پدیده 0
گسترش فولاد 0 نفت تهران 1
استقلال تهران 0 پارس جنوبی جم 1
صنعت نفت 0 سپیدرود 1
سیاه جامگان 0 تراکتورسازی 1
سپاهان 1 فولاد 0
پیکان 0 پرسپولیس 1
-----------------------------------------
نظر شیرین : 32 امتیاز
استقلال خوزستان 1 ذوب آهن 1
سایپا 0 پدیده 1
گسترش فولاد 1 نفت تهران 1
استقلال تهران 1 پارس جنوبی جم 1
صنعت نفت 1 سپیدرود 1
سیاه جامگان 1 تراکتورسازی 1
سپاهان 1 فولاد 1
پیکان 1 پرسپولیس 2
------------------------
نظر علیرضا نعمتی : 23 امتیاز
استقلال خوزستان 1 ذوب اهن1
سایپا2 پدیده2
گسترش2 نفت1
استقلال 1پارس2
صنعت نفت2 سپیدرود1
سیاه جامگان2 تراکتور 1
سپاهان2 فولاد 1
پیکان0 پرسپولیس1
-----------------------
موضوعات مرتبط: ورزشی
به گزارش مشرق، مرد جوانی که با اغفال دانشآموزان آنها را به اطرف تهران برده و مورد آزار و اذیت قرار داده بود، بازداشت شد.

این مرد جوان از مدتی قبل با حضور در مقابل مدارس پایتخت پسران دانشآموزانی که بین 10 تا 15 سال سن داشتند را اغفال کرده و آنها را مورد اذیت و آزار قرار داده بود.
شگرد این مرد شیطانصفت به نحوی بود که با مراجعه به دانشآموز مدعی میشد که یک گلدان را خریده و قصد دارد گلدان را به خانه مادربزرگ خود ببرد اما به تنهایی نمیتواند این کار را انجام دهد و نیاز به کمک دارد.
این فرد در نهایت دانشآموزان را سوار بر موتورسیکلت یا خودروی پراید میکرده و آنها را به کانال آبی در حوالی تهران برده و مورد آزار و اذیت قرار میداد و در نهایت رها میکرد.
تاکنون پنج دانشآموز که توسط این شیطانصفت مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند، از این متهم شکایت کردهاند.
این متهم در اظهارات اولیه با قبول آزار و اذیت این پنج دانشآموز مدعی شده که به دلیل اعتیاد به مواد مخدر و توهمات ناشی از آن دست به کار زده است.
این مرد شیطانصفت با دستور قاضی سهرابی؛ بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شده و تحقیقات از وی توسط مأموران اداره شانزدهم پلیس اگاهی پایتخت ادامه دارد.
موضوعات مرتبط: حوادث

